تبليغاتX
مهدی قاسمی
 

عکاسی طنز هم برای عکاس و هم برای بیننده دارای جذابیت های خاصی است . در عکاسی می توان به گونه های مختلف فضای طنز آلود ایجاد کرد . یکی از این انواع که مقوله ی مورد بحث ما می باشد از طریق کادر بندی اتفاق می افتد . عکس آقای عباس تیموریان نمونه ای از این نوع نگاه می باشد . عکاس در این عکس با انتخاب کادری تقریباً مناسب یک عکس مستند اجتماعی را به یک عکس طنز تبدیل نموده است . در حالت عادی عکس ، یک دختر را نشان می دهد که دو بچه را داخل یک فرقان گذاشته و حرکت می دهد . اتفاقی که بارها شاهد آن بوده ایم ، گرچه فضای موضوع و فرم آن کمی طنز آلود است اما نکته ای که یک طنز قوی در عکس ایجاد کرده برش سر دخترک ایستاده است . اگر به برش سر مورد اشاره و دو سر داخل فرقان توجه کنید نکته ی طنز عکس را در خواهید یافت . کادر بندی ضعیف عکس باعث شده این نکته مهم عکس که آن را دلنشین کرده است کمتر به چشم می آید . اگر عکاس کمی بیشتر به کادر بندی توجه می کرد عکس بسیار بهتر از این از کار در می آمد . اضافات عکس باعث شده فکر بیننده درست به سمت موضوع اصلی عکس متوجه نشود . اگر عکاس کمی به سوژه نزدیکتر می شد و کادری بسته تر انتخاب می کرد به گونه ای که چهره های دو بچه ی کوچولو فضای بیشتری را به خود اختصاص می داد و تضاد بیشتری بین سر بریده دخترک و چهره های دو بچه ایجاد می شد آنوقت عکس ما یک عکس کامل بود . مانند نمونه ای که من کادره کرده ام . در هر صورت برای آقای تیموریان ارزوی موفقیت داریم .

+ نوشته شده توسط مهدی قاسمی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت |
قبل از شروع نقد باید بگویم این نقد ها فقط جنبه ی آموزشی دارد و فعلا به موضوع خلاقیت نمی پردازم و صرفا نقد ساختاری می کنم . 
این مطلب در نشریه سرو کاشمر به چاپ رسیده است :

مشاغل و زندگی انسان ها همیشه از سوژه های مورد علاقه ی هنرمندان تصویرگر بخصوص عکاسان بوده است . عکاسان علاوه بر این عاشق موضوعاتی هستند که در حال از بین رفتنند .

عکس آقای جعفر خانی از این دست موضوعات است  که هر دو را در خود جمع کرده. یک حرفه  که روزگاری ، بسیاری به آن مشغول بوده اند و امروزه در حال از بین رفتن است . عکس دارای نکات مثبت و منفی بسیاری است که در این کوتاه فقط به برخی از آنها می پردازیم :

اولین نکته ای که در عکس توجهم را به خود جلب کرد و باعث شد این عکس را برای نقد انتخاب کنم ، استفاده از اصل تجمع و تفرق در عکس است . برای درک بهتر نگاهی دوباره به عکس بیندازید . خواهید دید همه ی عناصر تصویری در این عکس به طور یکنواخت در سطح عکس پراکنده نشده اند بلکه در قسمت هایی از عکس تجمع کرده و فضایی از عکس هم کاملا خالی می باشد .

عناصر فعال در قسمت پایین و سمت چپ کادر جمع شده اند و برای فعال کردن قسمت بالا و سمت راست کادر که خالی است بریده ای از یک طاقچه چوبی و چند شی آویزان و یک قاب عکس وارد کادر شده و فضای بالا را فعال کرده اند .

شاید این سؤال برای شما مطرح شود که چگونه بین سطحی به این وسعت که پر شده از عناصر مختلف و رنگ و وارنگ و سطحی کوچک در بالای کادر تعادل و توازن برقرار می شود . برای پیدا کردن جواب این سؤال باید بدانیم که وزن و قدرت عناصر در یک تصویر چگونه تغییر می کند . توضیح این مطلب در این مجال نمی گنجد اما برای درک بهتر این مطلب نکاتی را از عکس برایتان می نویسم .

اگر توجه کنید خطی نارنجی رنگ از گوشه ی کادر، بالا ، سمت راست وارد کادر شده . بله درست است ؛ خط لبه ی طاقچه . این خط با رنگ گرم در زمینه ای سرد قرار دارد و از نظر شکل کاملا منحصر به فرد است . عنصری که در تصویر این خصوصیات را داشته باشد ، دارای قدرت فراوانیست و به شدت نگاه را به سمت خود می کشد . در ضمن اگر خطی از گوشه ی کادر عبور کند قدرت آن چند برابر می شود .نکته ی دوم این که عناصری که در یک تصویر توسط کادر برش می خورند هم قدرت تصویریشان چند برابر می شود .(اشیای روی طاقچه ) حال به این موارد، عناصری را اضافه کنید که در حالت طبیعی خود قرار نگرفته اند ؛ یعنی لوازمی که آویزان شده اند . این عناصر هم به خاطر حالت غیر عادیشان بسیار به چشم می آیند . اکنون شاید بشود فهمید که چگونه سطحی کوچک که شاید فقط یک دهم از کادر را اشغال کرده با فضایی معادل دوسوم کادر، از نظر قدرت بصری مساوی می شود و تعادل و توازن بر قرار می گردد . سخن کمی طولانی شد و مجالی برای پرداختن به موارد دیگر موجود در عکس نیست . تنها از نکات منفی عکس به یک مورد اشاره می کنم و باقی با خودتان . نگاه مسگر که به سمت پایین سمت چپ می باشد کمی توازن را بر هم زده چرا که چشم انسان خود به خود مسیر نگاه افراد را در تصویر دنبال می کند و همین مسأله باعث قدرتمند شدن آن سمت در تصویر می گردد و اگر این مورد درست کنترل نشود به عکس لطمه خواهد زد که در این عکس شاهد این ضعف هستیم . تصور کنید اگر مسگر رو به سمت راست نشسته بود ... 


+ نوشته شده توسط مهدی قاسمی در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت |

سعید عامری را باید یکی از برجسته ترین و عاشقترین عکاسان کاشمر دانست . او آنچنان به عکاسی عشق می ورزد که حتی زمانی که دوربین نداشت از زیر سنگ هم که شده دوربین ( حتی با کیفیتی بسیار پایین ) گیر می آورد و با ما به عکاسی می آمد . او اکنون جزو برترین های عکاسی خراسان است . عکسی را که در پیش روی دارید از آن زمان است . از زمانی که دوربین نداشت . این عکس را با دوربین من که دو ساعت از من قرض گرفته بود گرفت .او استاد ویرایش عکس ، بعد از عکاسیست . این ها را نوشتم تا عکاسان جوان بدانند ؛ برای عکاسی نیازی به دوربین شخصی نیست . بلکه اراده و عشق لازم است . چند نکته را قبل از نقد عکس سعید آقا لازم می دانم بگویم :

1 - متأسفانه اکثر عکس هایی که نقد کردم خودم از دوستان گرفتم و با اینکه آدرس ایمیل دادیم عکاسان منطقه کمتر نسبت به ارسال عکس اقدام کرده اند . شما می توانید حتی حضوری عکس هایتان را پیش من بیاورید تا درباره ی آنها با هم گپی دوستانه بزنیم . کافیست با دفتر نشریه تماس بگیرید تا نسبت به هماهنگی جهت این کار اقدام گردد .

2 - هدف مجموعه ی نشریه از اختصاص ستونی به نقد عکس بیشتر جنبه آموزشی مسأله و گسترش و تکامل این هنر در بین همشهریانمان می باشد و لا غیر .

3 – باید توجه داشته باشید که هنگام چاپ نشریه کیفیت عکس ها به شدت افت می کند و اندازه کوچک عکس ها هم بر این افت می افزاید . برای دیدن عکس ها با کیفیت خوب می توانید از سایت اینجانب به آدرس Qasemi.ir دیدن نمایید .

و اما عکس سعید آقا :

مانند گذشته نگاهی دوباره به عکس می اندازیم :

مردی کاملا بی حرکت و خبردار که لباس کار در تن دارد و ما فقط دست ها و پاهای او را می بینیم . یک علاءالدین  روشن که باز نیمی از آن  را در کادر داریم . دیواری کاهگلی در پشت سر و وسیله ای که در جلوی پای مرد افتاده و زیاد معلوم نیست چیست . و در نهایت سایه ای مستطیل شکل در سمت چپ پایین عکس .

اولین چیزی که در عکس به شدت به چشم می آید حال و هوای قریب عکس است . کویا ما این صحنه را بارها و بارها دیده ایم و خاطرات زیادی از چنین صحنه هایی در مقابل ما ، با دیدن این عکس ، ردیف می شود . ویرایش استادانه سعید عامری و انتخاب تن سبز و قهوه ای با کنتراست ( تضاد ) تیره روشنی بالا و ایجاد حالتی قدیمی  در عکس بر این حس افزوده است . اما ببینیم دیگر چه عواملی باعث این حس شده اند :

 بادقت بیشتر به عکس نگاه کنید . این مرد کیست ؟ هر کسی می تواند باشد . چه مشخصاتی دارد : مثل همه ی آدم ها لباس پوشیده و ظاهراً شغلی کثیف دارد. چون لباس کار و دستانش کثیفند . به نظر شما این چه شغلیست ؟ درست است هر شغلی می تواند باشد . آپاراتی ، تعمیرکار انواع لوازم ، بنا و ... . عکاس با انتخاب مناسب کادر و انتخاب بی تحرک ترین حالت سوژه به این مهم دست پیدا کرده است . چون چهره ی مرد را نمی بینیم او هر کسی می تواند باشد . چون هیچ عملی انجام نمی دهد هر شغلی هم می تواند داشته باشد . و اما نکته ی جالب در این عکس وجود علاءالدین روشن می باشد ، که حس سرما را در بیننده بوجود می آورد و این غیر از اینکه زمان به عکس می دهد باعث می شود که بی تحرکی و انجماد در عکس تشدید شود . انجمادی که بو سیله ی گرمای آتش رو به سمت حرکت و کار پیش می رود . تنها نکته ای که من به عکاس می توانم خرده بگیرم وجود آن شیء نامعلوم در جلوی پای مرد است ، که معلوم نیست چه کاربردی دارد .

 البته راجع به این عکس می توان بسیار نوشت اما ستون ما کوچک است و فضا محدود . باقی را خودتان نقد کنید .

 

ترشیزیانی که تمایل دارند عکسشان نشریه محلی سرو درج شده و نقد شود می توانند حداقل 5 عکس از عکس های خود را در اندازه ی حد اقل 500 پیکسل در طول و عرض به همراه مختصری از بیوگرافی خو به آدرس زیر ایمیل نمایند و یا حضورا به دفتر نشریه تحویل دهند .

axsarw@yahoo.com

 

+ نوشته شده توسط مهدی قاسمی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت |

درج شده در نشریه ی سرو کاشمر شماره ۸

دست نیاز  : عکس از علی رمضانیان

باز هم تصویری داریم که نیمی از آن هنگام عکاسی و نیم دیگر بعد از عکاسی بوجود آمده است . انتخاب زاویه دید و تنظیم دوربین و بعد عکاسی در مرحله اول و در مرحله بعد تغییرات رنگ و کنتراست و  احتمالاً حذف اضافه های عکس و تغییر کادر یا همان کراپ کردن . تقریباً تمام عکس های خوب این دو مرحله را باید سپری کنند تا بتوانند به کمال برسند . به ظاهر عکس در محیطی شبیه یک باغ عکاسی شده است . گلیمی کهنه و کوچک بر روی خاک پهن است جانمازی سبز رنگ پهن و دستی که روی جانماز قرار گرفته و تسبیحی که در زیر دست قرار گرفته . هاله ای از نور روی این عناصر وجود دارد که در واقع نتیجه ی عبور نور خورشید از لابلای شاخ و برگ درختان است و عکاس با دیدی عکاسانه و  انتخاب مناسب کادر و تغییر کنتراست ( تضاد تیره روشنی ) و حذف جزئیات سایه ها و فرو بردن آنها در تاریکی مطلق ، توانسته به عکس خود فضایی روحانی را منتقل نماید . اما متأسفانه با تمام این تفاسیر عناصری زاید در کادر باعث ضعیف شدن عکس شده اند . مهمترین این عناصر گوشه ی بالشت آبی رنگ بالای کادر است و لبه ی کیسه و نخهای آنند  که در کادر قرار گرفته اند . همچنین ترکیب بندی کار ایراد دارد .قرار گرفتن عنصر اصلی یعنی دست در میانه ی کادر بزرگترین ایراد این ترکیب بندی می باشد . این کادر بندی باعث شده در فضای سمت راست تصویر حدود یک سوم کادر بلا استفاده و فاقد ارزش بصری شود . شما براحتی می توانید این یک سوم را حذف کنید این در حالیست که نه تنها هیچ لطمه ای به عکس وارد نخواهد شد بلکه تصویر زیبا تر خواهد شد .

علی رمضانیان مدتیست که به صورت پیگیر و مداوم مشغول عکاسیست و و من در این مدت ارتقای سطح عکاسی او را با چشمان خود دیده ام . شما می توانید برای دیدن عکسهای بیشتری از این جوان هنرمند کاشمری که در صورت ادامه راه اینده ای درخشان را برایش متصوریم به آدرس زیر مراجعه نمایید :

http://aks.akkasee.com/photos/26789

ترشیزیانی که تمایل دارند عکسشان نشریه محلی سرو درج شده و نقد شود می توانند حداقل 5 عکس از عکس های خود را در اندازه ی حد اقل 500 پیکسل در طول و عرض به همراه مختصری از بیوگرافی خو به آدرس زیر ایمیل نمایند و یا حضورا به دفتر نشریه تحویل دهند .

axsarw@yahoo.com

+ نوشته شده توسط مهدی قاسمی در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت |
درج شده در نشریه ی سرو کاشمر شماره 7

آخرین سفر : محمود قاسمی

 

 زمانی در این خانه که ما گوشه ای کوچک از آن را به انتخاب عکاس می بینیم زندگی جریان داشته . یک زندگی فعال و پویا . نشانه های این زندگی را در تصویر می بینیم . این نشانه ها بسیار زیبا انتخاب شده اند . یک چرخ خیاطی ، یک چمدان و ... دیدن این عکس برای هر کدام از ما خاطراتی را زنده می کند که گذشته اند و بر نمی گردند . بیایید حالا با نگاهی دیگر به عکس نگاه کنیم : با یک نگاه سمبلیک .

 چرخ نشانه ی چیست ؟ در اکثر فرهنگ ها چرخ و چرخیدن آن نشانه ی زندگیست . در تصویر ما چرخی وجود دارد که از کار افتاده و شکسته است . چمدان نشانه ی سفر و نقل مکان است . گوشه ی اتاق محدود ترین نقطه ی یک اتاق است . حال این سه عنصر را کنار هم بگذارید : بوی مرگ می آید . مسافرتی که بازگشتی ندارد . چرخ زندگی از کار افتاده و ساکنان خانه ( یا تنها ساکن خانه چون به نظرمی رسد در این خانه فقط یک نفر زندگی می کرده ) چمدان سفر را بسته و برای همیشه از این گوشه ی محدود دنیا سفر کرده اند . گرد مرگ همه جا را گرفته و ...

استفاده ی مناسب عکاس از رنگ و روی قدیمی ( مد سپیا ) و کادر مربع در تاثیر عکس بر مخاطب بسیار موثر می باشد . اما وجود لوله سفید رنگ در تصویر و عدم هماهنگی آن با سایر عناصر تصویر به کار لطمه زده است . گرچه این عنصر در بهبود ترکیب بندی تصویر بسیار موثر است و اگر آن را از این تصویر حذف کنیم سمت چپ کادر سنگین شده و توازن به هم می ریزد ولی عکاس می توانست با حذف این عنصر از تصویر و انتخاب کادر مناسب تر عکسی بسیار عالی تر را در معرض دید بیننده قرار دهد .

ترشیزیانی که تمایل دارند عکسشان نشریه محلی سرو درج شده و نقد شود می توانند حداقل 5 عکس از عکس های خود را در اندازه ی حد اقل 500 پیکسل در طول و عرض به همراه مختصری از بیوگرافی خو به آدرس زیر ایمیل نمایند و یا حضورا به دفتر نشریه تحویل دهند .

axsarw@yahoo.com

+ نوشته شده توسط مهدی قاسمی در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت |