اهنگساز این تصنیف زنده یاد
استاد حسن کامکار می باشد
گفتمش بيا عاشقم هنوز
خنده کرد و گفت در غمت بسوز
هر چه میکشم ای یاران از جفای اوست
گریه های من ای یاران از برای اوست
در فراق او عاشقان خسته جان شدم
وین ترانه را چگونه سرکنم که بی زبان شدم
می شود بهار عاشقان جاودان از او
پس دگر مپرس چرا بدون او چنان خزان شدم
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی قاسمی در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت
|


